السيد الخميني

82

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

اخروىِ محدود نيست ؛ بلكه سلطنت الهيّه سلطنت مطلقه ، و انسان طالب سلطنت الهيّه و علم و قدرت الهى است ، و پديد آرندهء خود را خريدار « 1 » است و دل هر ذرّه را كه بشكافند آفتاب جمال حقيقت را در ميانش بينند . « 2 » پس جميع شرور - كه در اين عالم از اين انسان بيچاره صادر شود - از احتجاب فطرت ، بلكه از فطرت محجوبه است ، و خود فطرت به واسطهء اعتناق و اكتناف آن به حجابها ، شرّيّت بالعرض پيدا كرده و شرير شده است بعد از آن كه خيّر ، بلكه خير بوده . و اگر اين حجابها [ ى ] ظلمانى ، بلكه نورانى از رخسار شريف فطرت برداشته شود ، و فطرت اللَّه به همانطور كه به يد قدرت الهى تخمير شده مخلّى به روحانيّت خود باشد ، آن وقت عشقِ به كمال مطلق بىحجاب و اشتباه در او هويدا شود ، و محبوبهاى مجازى و بتهاى خانهء دل را درهم شكند ، و خودى و خودخواهى و هر چه هست زير پا نهد ، و دستاويز دلبرى شود كه تمام دلها - خواهى نخواهى - به آن متوجه است و تمام فطرتها - دانسته يا ندانسته - طلبكار اويند . و صاحب چنين فطرت ، هر چه از او صادر شود ، در راه حق و حقيقت است ، و همه راه وصول به خير مطلق و جمال جميل مطلق است ، و خود اين فطرت مبدأ و منشأ خيرات و سعادات است و خود خيّر ، بلكه خير است . وَ الْحَمْدُ لِلّهِ تَعالى .

--> ( 1 ) - اقتباس است از اين بيت حكيم نظامى : همه هستند سرگردان چو پرگار * پديد آرندهء خود را طلبكار ( خمسهء نظامى گنجوى ، خسرو و شيرين ، تصحيح بهروز ثروتيان ، ج 2 ، ص 73 ) . ( 2 ) - اشاره است به اين بيت از ترجيع بند هاتف اصفهانى : دل هر ذرّه را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى ( ديوان هاتف اصفهانى ، ص 28 ) .